محبوبه علیپور:درحالحاضر گفته میشود ۶۰ هزار مسجد در کشور فعّال هستند که نسبت به تعداد جمعیّتِ کشور، کافی نیست. این درحالی است که همینتعداد نیز در جلب مخاطبان، با چالشهایی روبهرو هستند که به اعتقاد صاحبنظران، از دلایلِ آن، بیتوجهی به کارکردِ مساجد در شرایط معاصر است.
درهمینزمینه، گفتوگویی با حجتالاسلام عبدالصالح شمسالهی انجام دادیم که با هم میخوانیم:
*گاه میشنویم مساجد غریباند! به نظر شما این مسأله تا چه حد ناشی از ضعف کارکردِ مساجدِ ما در جذب مردم دارد؟
مسجد بهعنوان محور جامعۀ اسلامی، از ظرفیتهای بالایی برخوردار است و میتواند مهمترین نقش را در عرصۀ تعالی فکری و فرهنگیِ جامعه ایفا کند، امّا علتِ اینکه گاه مساجد با آنهمه پتانسیل در کشور ما غریب افتادهاند و تنها در حدّ یک نمازخانه، آنهم برای قشر خاصی به آنها نگاه میشود، این است که عملکردِ متولّیانِ مساجد و دستاندرکارانِ آن مطلوب نبوده است؛ چراکه رابطه با مردم، آنهم در عرصۀ دین، بسیار ظریف است و وقتی پای جوان به میان بیاید، ظریفتر هم میشود. متأسفانه امروز، غالب متولّیانِ مساجد از علم لازم برای چگونگیِ برخورد با مردم و بهخصوص جوانان برخوردار نیستند و معمولاً ظرافتهای روحیِ انسان را نمیشناسند و در خوشبینانهترین حالت، با برخوردِ سلیقهای، باعث افت جایگاه مسجد میشوند. نگرش موروثی به مسجد، یکی دیگر از عللِ عدم اقبال جوانان به مساجد است. متأسفانه اینطور جا افتاده که هرکس در پایهگذاریِ مسجد دخیل بود، تا نسلها، حقّ تأثیرگذاری بر مسجد را دارد و این خود عاملی برای عدم رغبتِ جوانان به مساجد شده است. جوان وقتی وارد مسجد میشود و میبیند هیچ حقّی برای اظهارنظر و یا فعالیت ندارد و فقط باید سرش را پائین بیندازد و بیاید نمازش را بخواند و برود، به مسجد بیرغبت میشود. حالآنکه جوان، علاقه به جوشش دارد. دوست دارد تحرّک داشته باشد. جوان از محیطِ راکد و بیتحرک گریزان است. همچنین انحصارطلبیِ قشری هم یکمعضل است. بعضی فکر میکنند مسجد فقط برای یقهبستههاست و کسانیکه ظاهرشان با خواستِ ما نمیخواند، حق ورود به مسجد را ندارند. جوانی در تهران به بنده میگفت: «برای نماز به مسجدی از مساجد مطرح تهران رفتم، بهخاطر شلوار جین و لباس آستینکوتاهی که به تن داشتم، با نگاههای منتقدانهای مواجه شدم؛ نگاهها قابل تحمل بود، امّا لحظاتی بعد، آقایی نزد من آمد و با کمال جسارت از من سؤال کرد: «کاری داشتید؟!» و من هم با تعجب از او سؤال کردم: «اینجا مگر مسجد نیست؟! من هم آمدهام نماز بخوانم». بهنظرم اگر ظرفیّت نیروی انسانیِ کشور اجازه میداد، میگفتم مدیریت هر مسجد باید دست یک نیروی در سطح دکترای مدیریت فرهنگی و یا یکمجتهدِ جوان باشد، امّا کشور چنینظرفیّتی ندارد. اگر نیروی در سطح دکتری نشد، لاأقل نیروی بیسواد هم نباشد، نیرویی باشد که وجودش برای اهل محل و جوانان رغبت بیاورد.
*به اعتقاد شما با کارکردهای مرسوم و سنّتیِ مساجد میتوان اقبال مردم را بهسوی آنها جلب کرد؟
از قضا به نظرم باید برگشت به کارکردهای سنّتیِ مساجد. ما امروز چون از آن کارکردها دور افتادهایم، مساجدِ ما عقیم شدهاند. سابق بر این، همۀ کارهای مردم در مسجد بود؛ در مسجد نماز میخواندند، قرآن یاد میگرفتند، با عُقلای محل مشورت نموده، اختلافات را حل میکردند، پای درس روحانیان فاضل مینشستند، برای رفع مشکلات مالی، گلریزان میگرفتند، در مسجد عقد میخواندند و عزا میگرفتند. امّا امروزه از آن شیوۀ سنتی جدا افتادهایم و این شده آفت. شما پامنبریهای مرحوم آیتا… شاهآبادی در تهران را ببینید؛ هرکدام بهاندازۀ یک عالم درخشش داشتند. مسجد در گذشته، دانشگاهِ محله بود، دادگاهِ محله بود، قرضالحسنه، محل مطالعه و… همهچیز در مسجد بود. امروز مساجد بهخاطرِ دوری از آن شیوه، به نمازخانه تبدیل شدهاند.
*بهنظر شما، زمانِ آن نشده که متولّیان مساجد، کارکردهای نوینی همانند استفاده از کلاسهای آموزش خانواده برای کاهش مشکلات محلۀ خود، یا ایجاد مراکز کارآفرینی محلی را در نظر بگیرند؟
بهنظر من، نهتنها وقتِ آن شده، بلکه ما قسمتی از زمان را هم از دست دادهایم. امروز ۳۵ سال از انقلابمان میگذرد؛ انقلابیکه از همین مساجد شکل گرفت. توقع میرفت در این ۳۵ سال، مساجد به جایگاه اصلی خود برسند؛ امّا متأسفانه هنوز مسجد در جایگاه خود در جامعۀ اسلامی قرار نگرفته است.
* پیشنهاد شما برای بهروزکردنِ کارکرد مساجد و تغییر این وضعیت چیست؟
پیشنهاد اول این است که همانطور که عرض کردیم، انسانهای با سواد و خردمند و مدبّر در رأس مسجد قرار بگیرند؛ انسانهایی که هر حرفی را از روی اصول علمی و اندیشه و به دور از منفعتطلبیهای شخصی میزنند. شما به کلیساها نگاه کنید؛ کشیشهای مسیحی حداقل در حدّ یک پزشکِ عمومی باید درس خوانده باشند. آنها اصول روانشناسی را میآموزند و راهِ برخورد با مردم را تعلیم میبینند. امّا ما بهصرف آنکه توانستیم نظر چهارنفر را جلب کنیم و یا بهصرف اینکه در ساخت مسجد سهیم بودیم، بدون علم و آگاهی، مسئولیتِ خطیری مثل مسجدداری را میپذیریم.
پیشنهاد دوم من، فعّالکردن کانونهای مساجد در همۀ ابعاد، و تلفیق فضاهای فرهنگیِ نوظهور مثل سراهای محله در تهران و یا کانونهای فرهنگی با مساجد است. متولّیانِ فرهنگی اگر واقعاً قصد قربت دارند، بهجای درستکردن سازمانهای موازی، اقدام به تقویتِ بنیان مسجد کنند. اگر همۀ توانها در مسجد متمرکز شود، امکان تأثیرگذاری بیشتر خواهد شد.
پیشنهاد سوم هم تأکید بر جوانمحوری است. باید به جوان، جایگاهِ حقیقی داد. ما در روایات میخوانیم که بیشترین یارانِ حضرت مهدی از جوانان هستند؛ یعنی حضرت حقیقتاً به جوان ارزش و بها میدهد. امّا متأسفانه امروز، میانگین سنِ هیأت امناهای مساجد، ۶۰ سال است. وقتی اینگونه شد، آنوقت جوان از مسجد فرار میکند و اگر عِرق مذهبی داشته باشد، در بهترین حالت، یک مجموعۀ موازی با مسجد درست میکند که به محوریّت مسجد لطمه میزند.
نکتۀ دیگر اینکه باید به تمام ظرفیتهای مسجد و تطبیق آن با نیازمندیهای جامعه توجه نمود. امیرالمؤمنین، زمانیکه در مسجد کوفه وارد شدند، مکانی را برای مشورت مردم قرار دادند که به «دکهالمشاوره» معروف شد و نقطهای را برای قضاوت قرار دادند که به «دکهالقضا» شهرت پیدا کرد. به همینصورت، گوشهای را برای پاسخ به سؤالات و گوشهای را برای رتقوفتق امورات روزمرۀ مردم قرار دادند. آن مسجد، مسجدی در طراز اسلامی است، نه برخی مساجدِ ما.
*با این تغییراتِ یادشده، آیا مساجد میتوانند در کاهش مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیِ محلات و مردمِ منطقۀ خود، مؤثر باشند؟
مسجد اگر واقعاً در همۀ ابعاد فعّال شود، مشکلاتیکه ریشهاش در مسائل اجتماعی است، حل خواهد شد و آنهاییکه به مسائل حکومتی و مدیریتی و یا مثل تحریم، به مسائل جهانی برمیگردد، قابلتحملتر میشود. اگر فراموش نکرده باشیم، عمدۀ مشکلاتِ مردم در دورۀ جنگ، در همینمساجد حل میشد. قرضالحسنههای مساجد، نیروهای مددکاری مسجد و حتی بخشعمدهای از کمکهای مردمی برای پشتیبانی جبهه، از همین مساجد، جمع و سازماندهی و ارسال میشد. مسجد میتواند همهکارۀ جامعۀ اسلامی باشد.
*و صحبت آخرِ شما؟
من بارها به این نکته اشاره کردهام که ما امروز، به برکت جمهوری اسلامی، در اوج قدرت هستیم. زمانی مساجد در این کشور، اجازه نداشتند اذان را از بلندگو پخش کنند و یا کوچکترین فعالیّتِ مسجد، جوابش زندان و شکنجه بود. امّا امروز، زمینه فراهم است و ما پیش خدا هیچ حجتی برای کوتاهی در مورد امر جامعۀ مسلمین و مساجد نداریم. من بهعنوانِ یکطلبۀ کوچک، از اندیشمندانِ جامعه درخواست میکنم در ادارۀ مساجد وارد شوند و ابتکارِ عمل را در دست بگیرند و برخی مساجد را از این حالتِ رکود، به یک حالتِ پویا درآورند. البته نباید فعالیتهای خوبِ مساجدِ فعّال را نادیده گرفت؛ مساجدیکه با همۀ وجود، پای دین خدا ایستادهاند و خود، سازمانی کوچک و جامع در یکمحلهاند. امّا باید به سمتی رفت که همۀ مساجدِ ما به این شکل در بیایند. امروز اگر یک مسجد، فعالیّت ویژهای داشته باشد، رسانۀ ملی، آن را نشان میدهد. چرا؟! چون کارش نادر است. بنابراین باید به جایی برسیم که اگر یک مسجد نیز کمکار بود، رسانهها و متولّیان آنها را توبیخ کنند و از آنها، پاسخ بخواهند. این، حالتِ مطلوب و ایدهآلِ مسجد است.