يكي از كارهايي كه انسان مؤمن و شيعه بايد انجام دهد اين است كه تلاش نمايد تا در تمام دوران زندگي و شرايط گوناگون افكار، گفتار و افعال خود را شبيه به اهلبيت(ع) نمايد تا روز به روز به عنوان شيعه خالص نزديكتر شود. رسول خدا(ص) در مورد معناي شيعه ميفرمايد:
إِنَّ شِيعَتَنَا مَنْ شَيَّعَنَا وَ تَبِعَنَا فِي أَعْمَالِنَا.[۱]
شيعه ما كسي است كه دنباله روي ما باشد و در اعمالش از ما پيروي كند.
اين تبعيت صرفا در نماز و روزه و عبادات نيست بلكه در حوادث مختلف روزگار بايد انسان خود را تابع اهلبيت(ع) قرار دهد و طبق الگوي رفتاري آنها رفتار نمايد.
چند وقتي است كه ايران در گير حوادث طبيعي شده است و سيل بسياري از هموطنان ما را گرفتار كرده است و دارائيهاي آنها را برباد داده و زندگي آنها را ويران كرده است. در چنين شرايطي جا دارد تا به رجوع به كلمات و سيره اهلبيت(ع) وظيفه خود را فهميده و بر طبق آن عمل كنيم.
ديدگاه در مورد مبتلايان به حوادث
اولين چيزي كه بايد در مورد حوادث در نظر گرفت اين است كه ما چه ديدگاهي نسبت به كساني داشته باشيم كه در حوادث طبيعي گرفتار شدهاند! چراكه ديدگاه ما نسبت به آنها ناخودآگاه در رغبت ما به امداد رساني به اين عزيزان تاثيرگذار است. متأسفانه در حوادث غيرمترقبه عدهاي با ژست حق به جانب و بدون نگاه به نامه اعمال خود، مصيبت زدگان را به گناهكاري متهم كرده و حوادث طبيعي را بلاي الهي مينامند در صورتي كه در منش اهلبيت(ع) نگاه به انسان مصيبت ديده متفاوت است؛ اميرمؤمنان انسانهاي گرفتار در بلا را به گروه هاي مختلف تقسيم كرده و ميفرمايد:
إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَة.[۲]
بلا برای ظالم ادب نمودن و تنبیه کردن است، برای مؤمن امتحان است، برای انبیاء درجه است و برای اولیاء کرامت.
همانگونه كه در روايت مشاهده ميشود تنها كسي كه طبق روايت به خاطر گناهش گرفتار بلا ميشود انسان ظالم است و مابقي افراد كه در دايره مؤمنان قرار ميگيرند به خاطر امتحان الهي گرفتار مصيبت شدهاند و اگر مردم و نهادهاي امدادگر با نگاه انسان مؤمن به آنها نگاه كنند چه بسا با رغبت بيشتري به ياري آنها بشتابند.
وظيفه افراد در مواجهه با حوادث طبيعي
البته اين كه بلا و مصيبت براي امتحان انسان مؤمن است به اين معنا نيست كه او در مقابل اين بلاها وظيفهاي ندارد؛ بلكه اولين وظيفه انسان مومن حفظ جان و تدبير در مواقع خطر است. متاسفانه بنا به اظهار نظرهاي مختلف در سيل اخير در شهرهاي ايران بخشي از خسارات به عدم تدبير و مسائل انساني مرتبط ميشود. انسان مؤمن تلاش مينمايد براي گريز از بلا و مصيبت و حفظ جان تا آنجا كه امكان دارد زمينههاي خطر را از بين ببرد. نقل شده است كه اميرمؤمنان كنار دیواری نشسته بود، متوجّه شد که دیوار شکسته است و ممکن است فرو بریزد؛ فوراً برخاستند و از آنجا دور شدند. مردی اعتراض کرد و گفت از قضای الهی میگریزی؟ حضرت پاسخ دادند: از قضای الهی به سوی قدر الهی فرار میکنم.[۳] اين فرمايش گهر بار اميرمؤمنان نشان ميدهد كه مؤمن اگر چه با بلا امتحان ميشود اما اين مجوز سستي و عدم تدبير نميشود چرا كه در روايات متعدد ما را از قرار دادن خود در معرض مهلكه نهي كردهاند؛ اميرمؤمنان به اصحاب خود فرمودند:
لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ.[۴]
با دست خود خود را در مهلكه نيندازيد.
صبر در بلا
نكته مهم ديگري كه در بلاياي طبيعي بايد به آن توجه كرد اين است كه انسانها در مواقع سختي گاه كاسه صبرشان لبريز ميشود و كلماتي از زبانشان خارج و يا افعالي از آنها صادر ميشود كه در غير از مواقع سختي به هيچ وجه از آنها صادر نميشود؛ به عنوان مثال بعضي زبان به اعتراض به خدا باز كرده و آنچه شايسته خدايي او نيست به زبان مي آورند و يا وقوع مصيبت را توجيهي براي خود ميدانند تا به ديگران ظلم كرده و به حقوق آنها تعدي نمايند. امام سجاد(ع) در مورد صبر در مصيبت و بلا ميفرمايند :
ما مِنْ جرعةٍ أحبَّ الي اللهِ من جرعَتَين: جرعَة غيظٍ ردَّها مؤمِنٌ بحِلْمٍ أوْ جرعَة مصيبةٍ ردّها مؤمِنٌ بصبرٍ.[۵]
نزد خداوند متعال حالتي محبوبتر از يكي از اين دو حالت نيست: حالت غضب و خشمي كه مؤمن با بردباري و حلم از آن بگذرد و حالت بلا و مصيبتي كه مؤمن آن را با صبر و شكيبائي پشت سر بگذارد.
در مورد علامت صابران نيز از نبي مكرم اسلام(ص) آمده است كه فرمودند:
علامةُ الصّابرِ في ثلاثٍ، أوّلها أن لا يكْسَلَ و الثّانيةُ أن لا يَضجَرَ و الثالثةُ أن لا يَشكُو من ربّهِ عزّوجلّ.[۶]
نشانههاي انسان صبور سه چيز است: اول آنكه كسل و خسته نميشود. دوم آنكه بيقراري نميکند و سوم آنكه از پروردگارش شكايت نميكند، چون وقتي كسل شود، حقوق را ضايع و تباه خواهد كرد و هنگامي كه بيقراري کند، سپاسگزاري نميكند و وقتي از پروردگارش شكايت كند، گناه خواهد كرد.
وظيفه مردم در مصيبتها و بلاها
در مصيبتها و بلاياي طبيعي گسترده يقينا انسانهاي زيادي به ياري و كمك نياز پيدا خواهند كرد كه در مواردي دولتها به تنهايي نميتوانند تمام بار مسئوليت را به دوش بكشند، به همين دليل مردم از باب وجوب حفظ جان و مال مردم بايد پا در عرصه گذاشته و به ياري افراد مبتلا به بلا بپردازند. در روايت مشهوري از نبي مكرم اسلام (ص) آمده است كه حضرت فرمودند:
مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم.[۷]
هركس كه شب را به صبح برساند و نسبت به امور مسلمانان دغدغه نداشته باشد از مسلمانان نيست و كسي كه صداي مسلماني را بشنود كه از مسلمانان ديگر كمك ميخواهد و به ياري او نشتابد او نيز از دايره مسلمانان خارج خواهد بود.
در خصوص لزوم ياري رساندن به انسانهاي مظطر و نيازمند روايات عمومي فراواني وجود دارد اما در خصوص سيل و آتش سوزي كلام اختصاصي از وجود مقدس رسول خدا(ص) صادر شده است؛ پيامبر اكرم(ص) در بياني نوراني ميفرمايند:
مَنْ رَدَّ عَنْ قَوْمٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَادِيَةَ مَاءٍ أَوْ نَارٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ.[۸]
هر كس جلوي آسيب رساندن آب و يا آتش را به مؤمني بگيرد بهشت بر او واجب ميشود.
البته وظيفه مردم در قبال يكديگر يقينا رافع مسئوليت از دولتيها نيست و نيروهاي دولتي به خصوص سردمداران موظفند با بسيج امكانات و نيز به صورت دغدغهمند به نيازهاي سيلزدگان و افراد مصيبت ديده بپردازند چه اينكه مردم ولي نعمت مسئولين هستند و بايد بيشترين كمكها از طرف مسئولين به مردم حادثه ديده صورت پذيرد.
منابع:
[۱] تفسير منسوب به إمام حسن عسكري(ع)، ص: ۳۰۷
[۲] بحارالأنوار، ج۶۴، ص۲۳۵
[۳] بحارالانوار، ح۵، ص۹۷
[۴] الغارات، ج ۲ ص ۳۱۴
[۵] مستدرك الوسائل، جلد ۲، صفحه ۴۲۴
[۶] بحار الانوار، جلد ۷۱، صفحه ۸۶
[۷] تهذيب الاحكام ج ۶ ص ۱۷۵
[۸] وافي ج ۱۵ ص ۱۹۵